|
باران باران می بارد به دعای کداممان ، نمی دانم! من همین قدر می دانم باران صدای پای اجابت است و خدا با همه ی جبروتش دارد ناز می خرد نیاز کن
|
سلام. امیدوارم سال خوب و خوشی را سپری کرده باشید. سال 90 برا من پر از فرازو نشیب بود. روزا و شبای سخت و روزا و شبای خوب اما یه شبش هیچ وقت از یادم نمیره. اخرین شبای اسفند ماه بود موهام بلند شده بود و می خواستم برم آرایشگاه ولی به خاطر نزدیکی به عید آرایشگاهها شلوغ بودند من هم که حوصله نشستن و شلوغی رو نداشتم به یکی از دوستام که آرایشگاه داره زنگ زدم و گفتم هر موقع وقت کردی بیام موهام رو کوتاه کن اون هم قبول کرد و قرار شد بهم زنگ بزنه . ساعت تقریبا 9 شب بود که بهم زنگ زد و گفت تا 10 دقیقه ی دیگه خودت رو برسون. من هم سریع رفتم آرایشگاه چند دقیقه ای معطل شدم. بجز من چندتا مشتری دیگه داشت که دوتاشون بچه دبستانی بودند و با ذوق خاصی نشسته بودند تا موهاشون رو اصلاح کنند وقتی کار دوستم تموم شد بچه محصل ازجاش پرید و با خوشحالی خواست بره سمت صندلی معلوم بود خیلی وقته منتظره اما دوستم بهش گفته عجله نکن نوبته شما بعد این آقاست منظورش من بودم. همون موقع یاد کودکی خودم افتادم که با شوروشوق می رفتم آرایشگاه یکساعت منتظر می موندم تا نوبتم می شد یهو یکی از راه می رسید و میشست روصندلی و می گفتن قبلا وقت گرفته. از اینجور آدما از اینجور کارا بدم میومد، بهتره بگم متنفر بودم ولی حالا خودم شده بودم یکی از اونا .... پ.ن:رفتم وبلاگ do not let it be! و وبلاگ شب پره ها هر دوش مال سارا بود اما هر دو وبلاگ رو پاک کرده. ممنون از اینکه مدتی که بودی به وبلاگ من سر می زدی. امیدوارم سال 92 در کنکور موفق باشی.
[ یکشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٦ ق.ظ ] [ باران ]
[ قطرات باران () ]
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا *** به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت *** کنار آب رکناباد و گلگشت مصلا را [ شنبه ٥ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ٢:٠٧ ق.ظ ] [ باران ]
[ قطرات باران () ]
سپاس خداوندی که سخنوران از ستودن او عاجزند، و حسابگران از شمارش نعمت های او ناتوان، و تلاش گران از ادای حق او درمانده اند، خدایی که افکار ژرف اندیش، ذات او را درک نمی کنند و دست غواصان دریای علوم به او نخواهد رسید. پروردگاری که برای صفات او حد و مرزی وجود ندارد، و تعریف کاملی نمی توان یافت و برای خدا وقتی معین و سر آمدی مشخص نمی توان تعیین کرد. مخلوقات را با قدرت خود آفرید و با رحمت خود بادها را به حرکت درآورد و به وسیله ی کوهها اضطراب و لرزش زمین را به آرامش تبدیل کرد. دین و شناخت خدا سرآغاز دین خداشناسی است، و کمال شناخت خدا، باور داشتن او، و کمال باور داشتن خدا، شهادت به یگانگی اوست، وکمال توحید( شهادت بر یگانگی خدا) اخلاص و کمال اخلاص، خدا را از صفات مخلوقات جدا کردن است، زیرا هر صفتی نشان می دهد که غیر از موصوف، و هر موصوفی گواهی می دهد غیر از صفت است، پس کسی که خدا را با صفت مخلوقات تعریف کند او را به چیزی نزدیک کرده و با نزدیک کردن خدا به چیزی، دو خدا مطرح شده و با مطرح شدن دو خدا، اجزایی برای او تصور نموده و با تصور اجزا برای خدا، او را نشناخته است... [ یکشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۳:٥٤ ب.ظ ] [ باران ]
[ قطرات باران () ]
عقاب وقتی عقابه که چنگال های تیز و بلند و انعطاف پذیر برای گرفتن طعمه داشته باشه عقاب وقتی عقابه که نوک بلند و تیزش آماده برا شکار باشه عقاب وقتی عقابه که دو بال برا پروازداشته باشه عقاب وقتی عقابه که ... اما اگه یه روز یه عقابی این خصوصیات رو از دست بده اسمش عقابه اما.... الان چند روزیست که در رختخوابیم پرهایمان ریخته، پنجه هایمان خم و چشمانمان تار ولی دلی پر امید به فردای بهتر و پروازی دوباره در منتها الیه آسمان، آنجا که جز نقطه ای بیش نباشیم. [ چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:۳٧ ق.ظ ] [ باران ]
[ قطرات باران () ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |